بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

10

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

سخن بدين شيوه مستحب بودى و مستدعى كمال آمدى در محكم تنزيل كه برهان فصاحت و عنوان بلاغت است اين مساق « 1 » على طريق الاتساق « 2 » لا على وجه الاتفاق يافته شدى . و قومى عنان طبيعت فرا مىگذارند ، و سخن عذب فصيح بىداعيهء تكلف و شايبهء تعسف مىرانند ، و اختيار جماعتى كه در تركيب سخن قوتى و در تلفيق معانى قدرتى دارند اين قسم است ، و جمله متقدمان كه مبارزان ميدان سخن و مبرزان مضمار هنر بوده‌اند در تازى و پارسى اين طريق صواب مسلوك داشته‌اند ، و برين جادهء قويم و نهج مستقيم رفته . و طايفهء گرد سخن مصنوع طوفى مىكنند و بحسب طاقت و وفق امنيت خويش مكاتبات را بصنعتهاى مختلف چون تجنيس و اشتقاق و موازنه و مطابقه و غير آن مشحون مىگردانند ، و گروهى رقم اختيار بر سخن لطيف آبدار و كلمات عذب خوش گوار مىكشند ، و در رقّت الفاظ مىكوشند نه در دقت معانى . چنان كه منشيان و منتهيان در ايجاد و ابداع سخن ، هر قوم طريقى گزيده‌اند و شيوهء گرفته ، كه « 3 » ناقلان و مبتديان نيز در اقتباس انوار بلاغت و اقتفاى آثار ترسل ، هر جمعى بنوعى ديگر ميل كنند ، و هر طبقهء بشيوهء ديگر بسنديده « 4 » دارند ، چه طبايع آدميان مختلف است ، و خواطر مردمان بر تفاوت ، و شهوات و اهواء چون عزامات « 5 » و آراء متشعب . پس من اگرچه از افراد ايمهء اين امت نباشم ، بارى در صف مقتديان قدمى مىگزارم ، و اگرچه در عداد منتهيان براعت نيايم ، آخر در جوار مبتديان صناعت روزگار مىگذارم ، و اگرچه ازين صنعت آب روى نمىخواهم ، آبى در جوى كتابت تيره مىدارم ، در نسخ « 6 » سخن نهجى اختيار كرده‌ام جامع همه ابواب ، و نوعى گزيده‌ام مركب از همه اقسام ، چنان كه در مطاوى مكاتبات از هر تويى « 7 » بويى و از هر شيوهء

--> ( 1 ) ش ، روش است . ( 2 ) ش ، ترتيب و انتظام . ( 3 ) ظ ، زائد است . ( 4 ) ظ ، بسنده . ( 5 ) ظ ، عزمات . ( 6 ) ش ، و در نسج ( 7 ) ش ، توى بمعنى اندرون و لا و پرده و جوف است .